I judge you by the music that you listen to.
I simply do.
Showing posts with label هوشنگنامه. Show all posts
Showing posts with label هوشنگنامه. Show all posts
Respect my hatred!
I hate TV.
Especially satellite channels.
Especially free music video channels.
Especially Persian bull-craps.
Respect my hatred!
Especially satellite channels.
Especially free music video channels.
Especially Persian bull-craps.
Respect my hatred!
پخشه
یه خورده قره قروت روی میزم بود، یه پشه نشسته بود داشت از یه گوشش میخورد، منم مزاحمش نشدم گفتم بلکه سیر بشه دیگه نیاد سراغ من. یهو دیدم از جاش بلند شد و در حالیکه دور خودش میچرخید آروم آروم رفت بالا، تا که خورد به سقف، بعد همونطوری دوباره در حالیکه دور خودش میچرخید آروم اومد پایین، افتاد زمین، مرد!
بر اساس ادامه داستان واخعی
جناب انانیموس قشنگ که زنگ میزنی در میری! به نظر میاد طنز پست قبلی یه کمی ثقیل بوده برا شما. واسه همین تصمیم گرفتم مطلبو بازش کنم!
یک. شما موبایل داری دیگه؟ میدونی اگه چهل تا دکل هم توی محله تون روشن کنن، ضررش به اندازه اون موبایلی نیس که توی جیبت گذاشتی و داره تخماتو آبپز میکنه! (literally) یا اون سوسیس کالباسی که نوش جان میکنی. یا اون کاغذ زرق برقی که دور فلافلت پیچیدن. یا اون تلویزیونی که جلوش نشستی و وقت گرانبهاتو هدر میدی. دکل اینترنت حداقل یه خدمتی به مردم میکنه. اون تلویزیون وامونده میخام بدونم چه دردیو از دنیا دوا کرده؟
دو. محض اطلاع عموم، هنوز از نظر علمی اثبات نشده که امواج رادیویی (به اون شکلی که هر روز باهاش سرو کار داریم) سرطان زاس یا نه. هرچند گفته شده که سیگنالشون از توی بدن آدم عبور میکنه ولی بازم قدرتش از اون "ماکرو"فری که (بعضیا میگن) توی تهران روشن کردن که پارازیت بندازه روی کانالای مضحک ماهواره (خدا را صد مرتبه شکر)، بیشتر نیست.
سه. همه میدونن که بالای دکلی که ارتفاعش از یه حدی بیشتر باشه، چراغ روشن میکنن که کلاغی خری هلیکوفتری چیزی بهش گیر نکنه. اصلا دکل زدن مجوز میخاد. اگه کسی بالاش چراغ نذاره، میان بهش گیر میدن. لازم نیس اهالی دلسوز محل جمع شن واسه امنیت طیاره ها استشهاد جمع کنن! این یکی هم چراغ داره. خودم یه شب رفته بودم بالای پشت بوم دیدم چراغشو، که از قضا قرمز هم بود.
چهار. من وبلاگم از سر تا تهش طنز و خزعبلاته و هیچ دلیلی نداره که دنبال توجیه علمی و منطقی واسه حرفام بگردم. تا همینجاش هم توی گودر 239 تا لایک خورده و نشون میده که یکی از معدود پستهای موفق وبلاگم بوده.
لست نات د لیست اینکه دمت گرم کامنت دادی. هم دلمونو شاد کردی هم سوژه ی پست بعدیمونو جور کردی.
باز هم لازم به ذکره که من فقط مشتری اینترنتشونم و کار و بار اونا به من ربطی نداره. (یعنی من سر کسیو کلاه نذاشتم حاجی!) در ضمن شک کردم نکنه همون همسایه هه باشی! فردا نری دفتر اینترنت شاکی بازی!!!
یک. شما موبایل داری دیگه؟ میدونی اگه چهل تا دکل هم توی محله تون روشن کنن، ضررش به اندازه اون موبایلی نیس که توی جیبت گذاشتی و داره تخماتو آبپز میکنه! (literally) یا اون سوسیس کالباسی که نوش جان میکنی. یا اون کاغذ زرق برقی که دور فلافلت پیچیدن. یا اون تلویزیونی که جلوش نشستی و وقت گرانبهاتو هدر میدی. دکل اینترنت حداقل یه خدمتی به مردم میکنه. اون تلویزیون وامونده میخام بدونم چه دردیو از دنیا دوا کرده؟
دو. محض اطلاع عموم، هنوز از نظر علمی اثبات نشده که امواج رادیویی (به اون شکلی که هر روز باهاش سرو کار داریم) سرطان زاس یا نه. هرچند گفته شده که سیگنالشون از توی بدن آدم عبور میکنه ولی بازم قدرتش از اون "ماکرو"فری که (بعضیا میگن) توی تهران روشن کردن که پارازیت بندازه روی کانالای مضحک ماهواره (خدا را صد مرتبه شکر)، بیشتر نیست.
سه. همه میدونن که بالای دکلی که ارتفاعش از یه حدی بیشتر باشه، چراغ روشن میکنن که کلاغی خری هلیکوفتری چیزی بهش گیر نکنه. اصلا دکل زدن مجوز میخاد. اگه کسی بالاش چراغ نذاره، میان بهش گیر میدن. لازم نیس اهالی دلسوز محل جمع شن واسه امنیت طیاره ها استشهاد جمع کنن! این یکی هم چراغ داره. خودم یه شب رفته بودم بالای پشت بوم دیدم چراغشو، که از قضا قرمز هم بود.
چهار. من وبلاگم از سر تا تهش طنز و خزعبلاته و هیچ دلیلی نداره که دنبال توجیه علمی و منطقی واسه حرفام بگردم. تا همینجاش هم توی گودر 239 تا لایک خورده و نشون میده که یکی از معدود پستهای موفق وبلاگم بوده.
لست نات د لیست اینکه دمت گرم کامنت دادی. هم دلمونو شاد کردی هم سوژه ی پست بعدیمونو جور کردی.
باز هم لازم به ذکره که من فقط مشتری اینترنتشونم و کار و بار اونا به من ربطی نداره. (یعنی من سر کسیو کلاه نذاشتم حاجی!) در ضمن شک کردم نکنه همون همسایه هه باشی! فردا نری دفتر اینترنت شاکی بازی!!!
بر اساس داستان واخعی
رفته بودم دفتر اینترنت محله مون با یکی از مهندساش داشتم صحبت میکردم میگفتش که چن روز پیش خبر رسیده بود که اهالی محل دارن امضا جمع میکنن که دکل اینترنتو جمعش کنن!
رفته درِ خونه ی همون کسی که استشهاد نامه رو نوشته، بهش گفته استشهاد نامه رو بیار منم یه امضا بزنم زیرش!
یارو گفته خب چرا ناراحت میشی؟ تو خودت از ایرانسل پول میگیری، سرطانشو باید ما بگیریم؟!
با کلی بدبختی توجیهش کرده که بابا این دکل اینترنته! سرطان چیه!؟ بعدشم این شرکت خصوصیه ربطی به ایرانسل نداره خودمون پول گذاشتیم تجهیزات خریدیم که اینترنتو برسونیم دست شما ها.
بالاخره یارو توجیه شده که اینترنت سرطانزا نیس. میگه خب مهندس حالا اینا به کنار! ممکنه هلیکوپتر گیر کنه بهش سقوط کنه رو سر زن و بچه ی مردم!! :))
گفته آقا جان دکل بالای سر خودمونه! اگه سقوط کنه رو سر ما میفته!
یارو میگه خب نه دیگه! اگه گیر کنه به دکل که همونجا سقوط نمیکنه! اینجوری میچرخه میچرخه میچرخه ده تا خونه اونطرف تر که خونه ی ماس میخوره زمین!!
تولد پوری
Period: یادشون میدن که واسه طهارت، تا دو بند انگشتت باید بره تو!
Opi: اینا همشون گشادن!
Bizz: گشاد نیستن. همشون اُب دارن!
Bizz: بعد این بابا چه جوری کونشو میشوره؟
Period: براش میشورن! جوکشو مگه نشنیدی؟
Bizz: انگشتره؟
Period: بذا بگم. [...] کونشو که شست تموم شد، ازش میپرسه چه طور بود؟ خوب بود؟
میگه والا خوب بود فقط انگشترت اذیت میکرد. [خنده!]
Bizz: ادامه شو بگو!
Period: [خنده!] انگشترش!!
Bizz: این حالش خرابه بابا!
Period: بعد تازه میگن بخاطر سرطانش، از یکی از خدمتکاراش خواسته بود عضوشو اهدا کنه.
Opi: بعد یارو چیکار کرده؟
Bizz: عضوشو گرفته دستش، در رفته!
...
Bizz: سلاخ خونه شماره پنجش عالیه.
Ash: آره. نوشته های ونه گات خیلی مثبتن برعکس سلین. مثلا اونجا که بیلی داشت خواب زرافه میدید...
Bizz: اوف خداس اونجاش...
Opi: چیه قضیه؟
Ash: یه بابایی هست اسیر جنگیه. خیلی داغون و بگاس. آمریکاییه. می برنشون توی اردوگاه. اونجا پر اسیرای انگلیسیه. همه مثل آدمن جنتلمن و باحال و اینا. بعد این آمریکایی ها همه درب و داغون. دارن نمایش اجرا میکنن، این یارو وسطش جیغ میزنه غش میکنه از خواب میره.
Bizz: از هوش میره!
Ash: آره از هوش میره بعد خواب میبینه که زرافه س...
Opi: تو یه بیماری داری میدونستی؟
Ash: چی؟
Opi: وقتی که میخوای یه چیزیو تعریف کنی باید بری از اول اولش تعریف کنی.
Ash: خب باید پیش زمینه شو بدونی تا جالب بشه.
Opi: یه فامیلی داریم مثلا میخاد بگه فلانی یه فولکس خریده، میره از تاریخچه ی تاسیس شرکت فولکس شروع میکنه...
Ash: نه ببین. من بازی زیاد میکنم. بیشتر board game. رسما معتادشون شدم.
Opi: بورد گیم؟
Ash: آره اینایی که یه صفحه داره و کارت و مهره و اینا. با چند نفر دیگه بازی میکنی. یکی از این بازیا هست که اسمش بنگه. Bang مثل صدای شلیک.
Opi: خب؟
Ash: توی این بازی قضیه اینه که یه مقدار زیادی طلا توی یه منطقه ای پیدا شده که تو باید فلان کارو بکنی. بعد یه سری قوانین داره و...
Opi: نگا کن! دیدی؟
Bizz: آره قبول کن داری این بیماری رو.
Ash: نه میخام بگم که اگه فقط این قوانین رو بدونی هم، میتونی بازی کنی. ولی اگه داستانو هم بدونی و از ماجرا خبر داشته باشی، بازی بیشتر بهت میچسبه.
Opi: اینا همشون گشادن!
Bizz: گشاد نیستن. همشون اُب دارن!
Bizz: بعد این بابا چه جوری کونشو میشوره؟
Period: براش میشورن! جوکشو مگه نشنیدی؟
Bizz: انگشتره؟
Period: بذا بگم. [...] کونشو که شست تموم شد، ازش میپرسه چه طور بود؟ خوب بود؟
میگه والا خوب بود فقط انگشترت اذیت میکرد. [خنده!]
Bizz: ادامه شو بگو!
Period: [خنده!] انگشترش!!
Bizz: این حالش خرابه بابا!
Period: بعد تازه میگن بخاطر سرطانش، از یکی از خدمتکاراش خواسته بود عضوشو اهدا کنه.
Opi: بعد یارو چیکار کرده؟
Bizz: عضوشو گرفته دستش، در رفته!
...
Bizz: سلاخ خونه شماره پنجش عالیه.
Ash: آره. نوشته های ونه گات خیلی مثبتن برعکس سلین. مثلا اونجا که بیلی داشت خواب زرافه میدید...
Bizz: اوف خداس اونجاش...
Opi: چیه قضیه؟
Ash: یه بابایی هست اسیر جنگیه. خیلی داغون و بگاس. آمریکاییه. می برنشون توی اردوگاه. اونجا پر اسیرای انگلیسیه. همه مثل آدمن جنتلمن و باحال و اینا. بعد این آمریکایی ها همه درب و داغون. دارن نمایش اجرا میکنن، این یارو وسطش جیغ میزنه غش میکنه از خواب میره.
Bizz: از هوش میره!
Ash: آره از هوش میره بعد خواب میبینه که زرافه س...
Opi: تو یه بیماری داری میدونستی؟
Ash: چی؟
Opi: وقتی که میخوای یه چیزیو تعریف کنی باید بری از اول اولش تعریف کنی.
Ash: خب باید پیش زمینه شو بدونی تا جالب بشه.
Opi: یه فامیلی داریم مثلا میخاد بگه فلانی یه فولکس خریده، میره از تاریخچه ی تاسیس شرکت فولکس شروع میکنه...
Ash: نه ببین. من بازی زیاد میکنم. بیشتر board game. رسما معتادشون شدم.
Opi: بورد گیم؟
Ash: آره اینایی که یه صفحه داره و کارت و مهره و اینا. با چند نفر دیگه بازی میکنی. یکی از این بازیا هست که اسمش بنگه. Bang مثل صدای شلیک.
Opi: خب؟
Ash: توی این بازی قضیه اینه که یه مقدار زیادی طلا توی یه منطقه ای پیدا شده که تو باید فلان کارو بکنی. بعد یه سری قوانین داره و...
Opi: نگا کن! دیدی؟
Bizz: آره قبول کن داری این بیماری رو.
Ash: نه میخام بگم که اگه فقط این قوانین رو بدونی هم، میتونی بازی کنی. ولی اگه داستانو هم بدونی و از ماجرا خبر داشته باشی، بازی بیشتر بهت میچسبه.
یک سوال علمی
یه پشه ای داشت روی میزم راه میرفت. یه لیوانو از سمت تهش گذاشتم روش، طوری که له نشه.
الان داره اون زیر، راه میره واسه خودش.
کسی میدونه حافظه ی پشه چند ثانیه س؟ میخام یه وخ اذیت نشه طفلکی.
دروغ سیزده به روایت دیگر
واسه اینکه دروغ گفته باشی، میشه relationship status رو توی facebook عوض نکرد.
پیام نوروزی سعید محمدی
یارو خیلی جدی هر نیم ساعت یه بار میاد میگه در سال جدید خواهش میکنم سی دی های منو کپی نکنید.
- باشه. از این به بعد دیگه مال تو یکیو کپی نمیکنیم. سگ برینه توی اون سی دی هات و توی اون قبر پدرت در سال جدید.
- باشه. از این به بعد دیگه مال تو یکیو کپی نمیکنیم. سگ برینه توی اون سی دی هات و توی اون قبر پدرت در سال جدید.
گو3پند
یاد روستای شوهر خواهرم اینا افتادم. یه یارویی گله گوسفندشو ول میکنه توی کوه که بچرن. گوسفندا افتاده بودن پشت سر بز گله. هر جا میرفته میرفتن.
بعدش هیچی دیگه. بزه پاش سر میخوره میفته ته درّه، تیکه پاره میشه. گوسفندا هم پشت سرش یکی یکی میپرن ته درّه سقط میشن.
بعد کلّن گله ش تموم میشه.
Leaving The Social CHETwork (Badoo!)
Delete your profile
We can't believe it's come to this, Bizz… There are people that can help you make everything better. But if you're going to just go ahead and end it all anyway, the least you can do is tell us why, in the space below.
We think you owe us at least that much after all we've been through! We can change! We'll become better, we swear!
Reason : blah blah blah...
Delete
__________________________________________________
Your profile has been deleted
We don't know what to say...
We guess we'll send you an email to your specified address.
حماقتهای کودکی - 1
رضا به من میگفت پوخو کن.
منم پوخو میکردم.
و خوشحال میشدیم!
بعدش یه بار داشتم از آبخوری مدرسه آب میخوردم، رضا یواشکی اومد ته مونده ی برنج ظهرشو ریخت توی یقه م.
از اون موقع به بعد هرگز پوخو نکردم!
________________________________________
پ.ن.1 - پوخو، صدایی بود بین صدای گربه و صدای موسی کوتقی. شبیه صدای chubchubs.
پ.ن.2 - یادم نیست که برنج بود یا پودر پفک.
منم پوخو میکردم.
و خوشحال میشدیم!
بعدش یه بار داشتم از آبخوری مدرسه آب میخوردم، رضا یواشکی اومد ته مونده ی برنج ظهرشو ریخت توی یقه م.
از اون موقع به بعد هرگز پوخو نکردم!
________________________________________
پ.ن.1 - پوخو، صدایی بود بین صدای گربه و صدای موسی کوتقی. شبیه صدای chubchubs.
پ.ن.2 - یادم نیست که برنج بود یا پودر پفک.
Runtime Error
فقط یه چیزی مونده بود تو مایه های یه منفی-مثبت، که هیچ ایده ای نداشتم کدومو باید بذارم.
مثبت رو گذاشتم. Run کردم. پرید بیرون.
حیف که زندگی رو نمیشه Debug کرد. که یه بار مثبتو بذاری، اگه نشد، منفی حتما جواب بده.
لعنت به تکنولوژى تلفن
امروز داشتيم سه تايى آهنگ Careful with that axe Eugene پينک فلويد رو اجرا ميکرديم. اون جاى اوجش که رسيد، يکى زنگ زد.
درست مثل اين بود که لحظه ى ارگاسـ_ـم، يهو يکى بپره توى اتاقت!
درست مثل اين بود که لحظه ى ارگاسـ_ـم، يهو يکى بپره توى اتاقت!
حقیقت رو قبول کنین! هیشکی اینا رو نمیخونه
باز ملّتو دعوت کنین از این اراجیفی که رشد نمایی دارن بنویسن.
هر پستم به طور متوسط هفش ده تا لایک میخوره و این یکی هیچی لایک نخورده.
یعنی این پست حتی واسه همونی که دعوتمون کرد هم تا این اندازه جالب نبود که اون دکمه ی لایک رو فشار بده!!
هر پستم به طور متوسط هفش ده تا لایک میخوره و این یکی هیچی لایک نخورده.
یعنی این پست حتی واسه همونی که دعوتمون کرد هم تا این اندازه جالب نبود که اون دکمه ی لایک رو فشار بده!!
Subscribe to:
Posts (Atom)


