افسانه ی گامغزان - فصل هفتم

بسمه تعالی.
مزخرفاتی که در این داستان وجود دارد فقط محض سرگرمی و خنده است و هیچ برداشت توهین آمیزی جایز نیست
این مقال حاوی کلمات زشت و شنیعی است و خواندن آن، به افراد زیر 90 سال توصیه نمی گردد

فصل هفتم
مقدمه
سپوزایی: مکتب رایج در کمبوج است. بیش از 99 درصد از ساکنین کمبوج، سپوزا هستند. این مکتب سالیان پیش در عصر سگبندان، توسط سپختاری به نام سپوخا مزدا، پایه گذاری شد. از این مکتب فرقه های زیادی منشعب شد، به نامهای: سپیخیه، مسپوخیه، ساپخیه، اسپوخایی، سپختایی و ...
به نقل از فرقه ی سپختایی (که معتبرترین آنهاست) کتاب آسمانی آنان "کرفس" نام دارد و در آن آمده که سپوخا مزدا که سپختاری مشبک بود، در تمام عمرش سعی بر آن داشته که خودش را بسپوزد. یک روز اسپاخیل به نزد وی می آید و مسئولیتی خطیر را بر عهده وی می نهد، و به او می گوید:
"ای مزدا! تو از جانب تخم چپ من برگزیده شده ای که اولین گامغزی باشی که خود را بسپوزد."
که در برخی روایات آمده که سپوخا مزدا از جانب تخم راست اسپاخیل برگزیده شده است.
پس از آن سپوخا مزدا، سی روز و سی شب در آب کیوی خوابید تا اینکه نرم شد و در شب سی ام، توانست با تیغ موکت بری، خودش را بصورت طولی، به دو نیم ببرد. طوری که آلت و مقعدش هر کدام در یک نیمه بودند. سرانجام او رسالت خود را به انجام رسانید و خودسپوزی کرد و سپس بر اثر جراحات وارده سقط شد. پس از مرگ او، از جسدش، کریم قوی هیکلی بیرون جست و زبان به سخن گشود و تمام داستان زندگی سپوخا مزدا را مو به مو برای گامغزان دیگر بازگو نمود. سپختارانی که آنجا بودند، هر آنچه کریم گفت را نوشتند. ولی چون گامغز بودند، هیچکدام عین حقیقت را ننوشتند. کاتبان هر کدام به گوشه ای از کمبوج رفتند تا شریعت سپوزایی را تبلیغ کنند و بدین شکل بود که فرقه های مختلف مکتب سپوزایی شکل گرفت.
مبلغین این فرقه ها(سپیخیه، مسپوخیه، ساپخیه، اسپوخایی و سپختایی)، به ترتیب سپیخ الدوله، مسپوخ الدین، ساپخ السلطنه، اِسپوخ بن اَسپَخ و ابو سپختای کمبوجی، نام داشتند و کتب آسمانی آنها به ترتیب کَلپوسَک، کل عباس، کالباس، کلپسه و کرفس می باشد. همچنین به نقل از این پنج فرقه، ابزاری که سپوخا مزدا با آن خودش را به دو نیم کرد، عبارتست از: کارد پرتقال خوری، کلنگ، مقوا، پیچ گوشتی چهار سو و تیغ موکت بری.
وجه مشترک کلیه این فرقه ها، یکی در قبول داشتن داستان دو شقه شدن سپوخا مزدا بوده و دیگری مبادرت و اشتیاق ورزیدن به سپوزیدن است.


Steve : همانطور که قبلا گفتیم، سگ نر پیر کر خری است که بالغ بر دویست میلیارد سال عمر دارد. Steve کور هم هست. توانایی راه رفتن ندارد و باید او را به دیوار تکیه داد. بیضه های او در هر 66 هزارسال یکبار، یک عدد اسپرم فلج تولید می کنند، که به لعنت خدا هم نمی ارزد.
اقامتگاه
Steve در رشته کوههای جیم چیم حیم خیم، و در نوک قله ی پستانکوه است. اقامتگاه او اتاقیست در ابعاد یک توالت بین راهی، و بدون درب و پنجره. هر 66 هزارسال یکبار، قادری ماده ی برگزیده ی قرن، بیل به دست، برای جفتگیری به بالای کوه می آید، با بیل اقامتگاهش را روی سرش خراب می کند، جفت میگیرد، دوباره برایش یک اتاق جدید می سازد و سپس به خانه اش باز می گردد. این یکی از سنت های مقدس اسپوخاییان است.
Steve در هر 66 هزار سال، یک متر مکعب اکسیژن مصرف می کند (حروم می کند) که در محفظه ی او بیشتر از این مقدار موجود است و تا زمانی که رسم مقدس اسپوخاییان پابرجا باشد، او هرگز خفه نمی شود. همچنین غذای او قارچها و کپک هاییست که روی بدنش رشد می کنند و او از طریق پوست آنها را جذب می کند.
قدرت درک Steve از محیط اطرافش، به حدی ناچیز است که دیگران ترجیح داده اند که اگر او همان یک ذره را هم درک نکند، سنگین تر است. برای همین او را ایزوله کردند که حداقل کسی نیاید او را بخورد. Steve به هیچ وجه از اینکه تمام عمرش را در آنجا می گذراند، ناراحت نیست.
توله سپختار هایی که از
Steve و یک قادری ماده به دنیا می آیند، بسیار مقدس بوده و توسط یک قادری نر به فرزند خواندگی قبول می شوند. زیرا Steve توانایی پدر بودن را ندارد. Steve توانایی "هیچ" کاری را ندارد.





Steve در گوشه ای از پناهگاه خود به دیوار تکیه داده شده است

(برای نمایش با وضوح بالاتر روی تصویر کیلید نمایید)

To be cuntinued…

4 comments:

  1. آیا کسی تا حالا استیو رو دیده؟ جز اون قادریِ ماده ی برگزیده؟ فکر می کنم قادری های ماده ی برگزیده موجوداتی هرمافرودیت هستند و برای پنهان کردن این موضوع داستانِ استیو رو ساخته ن.در واقع این شائبه از اون جا به وجود می آد که امکان نداره دنیاگامغزان نیازی به استیوی در این حد فقط با تواناییِ بارور کردن داشته باشه.
    خب قبول کن که مقدمه ی این فصل هم در ایجاد شائبه نقش به سزایی ایفا می کنه

    ReplyDelete
  2. خیلی پیچیدست استاد. یه دوره تقویتی فشرده بذار یا یه بازدید علمی از خانواده ی سپختارها ترتیب بده.
    این شکلاش خداست. بیشترش کن. چقد با این شکل یاد پینک فلوید افتادم.

    ReplyDelete
  3. این شکلا واقعا به فهم موضوع کمک میکنه.

    راستی اون یک درصد دیگه چه دینی دارن؟ از کفارن؟

    ReplyDelete
  4. فقیه و اینا ندارن؟ علم الرجال و علم حدیث و اینا چی؟

    ReplyDelete